چگوار

 

 

                                              فدریکو گارسیا لورکا

 
 

 

خانواده‌های قربانیان ژنرال فرانسیسکو فرانکو، از جمله خانواده‌های سه فردی که به همراه فدریکو گارسیا لورکا اعدام شده‌اند، خواهان شگافتن قبر آنها شده‌اند، این در حالی است که خانواده‌ لورکا با این امر مخالفت کرده‌ است.

 فدریکو گارسیا لورکا ـ بزرگترین شاعر قرن 20 اسپانیا ـ در یکی از شب‌های ماه  اگست سال 1936 از سوی نیروهای فاشیست حامی‌ژنرال فرانسیسکو فرانکو از خانه‌اش بیرون کشیده شد و به همراه دو گاوباز و یک معلم، به ضرب گلوله کشته شد.
اجساد لورکا و سه نفر دیگر در گودالی در دره‌ای نزدیک گرانادا دفن شدند و همان‌جا ماندند.
آن زمان تنها یک ماه از جنگ داخلی اسپانیا گذشته بود و هزاران تن دیگر به سرنوشتی مشابه سرنوشت لورکا دچار شدند.
اکنون تمام مردم چشم به خانواده‌ی لورکا دوخته‌اند؛ تاشگافتن قبر این شاعر به عنوان آغاز جنبشی برای پیدا کردن قبرهای قربانیان فرانکو و قراردادنشان درقبرهای درست باشد.
اما این خانواده با این امر مخالفت کرده‌اند؛ خانواده‌ی این شاعر معتقدند: حقایق کاملا آشکار است و لزومی‌ندارد با شگافتن قبر چیزی فاش شود.
به همین علت این خانواده معتقدند قبر گروهی خود بنای مناسبی برای نشان دادن ظلم و ستم بخشی از تاریخ است.
عده‌ای که موافق کاویدن قبر هستند، معتقدند: بقایای این شاعر می‌تواند آمار تاریخی را کامل کرده و به سؤالاتی درباره‌ این که آیا لورکا مورد شکنجه قرا گرفته است یا نه، پاسخ ‌دهد.

*شاعر پس از سالها زندگی در نیویورک و سپس کوبا به اندلس رویایی خود بازگشت.و سرانجام در تشنجات سیاسی اسپانیا،پس از دو روز بازداشت و بازجویی،تیرباران شد.پیکرش را در ناکجایی از گرانادا،به ریشه های درخت زیتونی سپردند.به خاک خود و به جاودانگی شعرش.
هیچ کس بازت نمی شناسد،نه،اما من تو را می سرایم
برای بعدها می سرایم چهره تو را و لطف تو را
کمال پختگی معرفتت را
اشتهای تورا به مرگ و طعم دهان مرگ را
و اندوهی را که در ژرف شادخویی تو بود...

فدریکوگارسیا لورکا"، شاعر و نمایشنامه نویس اسپانیایی است. "لورکا" سال 1898 در فوتنه واکه روس در چند کیلومتری شمال شرقی گرانادا به دنیا آمد،پدرش روستا زاده مرفهی بود و مادرش زنی درس خوانده و تا چهار سالگی از ضعف و بیماری رنج می برد و به بازی های کودکانه رغبت نداشت. اما در شنیدن افسانه ها و قصه هایی که روستاییان می گفتند، شوق عجیبی از خود نشان می داد. نخستین آموزگار "لورکا" مادرش بود که به او خواندن و نوشتن آموخت و با موسیقی آشنایش کرد."لورکا" سال های فراوانی را در دانشگاه گرانادا و مادرید به تحصیل پرداخت. اما رشته خاصی را در هیچ یک از این دو به پایان نبرد.به جای تحصیل رسمی، شب و روزش در حلقه های فرهنگی در کنار کسانی چون "مانوئل دو فایای"، موسیقیدان، "خیمه نز" ، "ماچادو"، "آلخاندرو" و "سالیناس"، شاعر می گذشت.
او از دادائیسم و فوتوریسم اثری نگرفت. اما انس او با سالوادو دالی سبب گرایشش به مکتب سورئالیسم و خلق اشعاری با حال و هوای سورئالیستی منجر شد.
او زمانی که رژیم جمهوری مطلوب "لورکا" در اسپانیا مستقر شد، به تاسیس گروه نمایشی لابارکا اقدام کرد،"لورکا" پنج سال آخر عمر خویش را کمتر به سرودن شعر پرداخت. اما مهمترین شعر پیش از مرگش مرثیه غریبی است که در مرگ فجیع دوست گاو بازش "ایکناسیوسانچز مخیاس" سرود.
برخی از نمایش نامه های "لورکا" عبارتند از:" عروسی خون"،"یرها" ،"خانه برنارد آلبا".
برخی اشعار وی نیز عبارتند از: "جبرئیل قدیس"( سه ویل)، "ترانه شرقی"، "ترانه کوچک سه رود بار"،" غزل بازار صبح گاهی"،" قصیده کبوتران تاریک"،" خودکشی" و "ورای جهان".
گفتنی است، "لورکا" نقاش ، آهنگساز و پیانیست نیز بود.
"لورکا" سال 1936 در سن 38 سالگی در آغاز جنگ داخلی اسپانیا از سوی نیروهای فاشیست حامی‌ژنرال فرانسیسکو فرانکو وناسیونالیست  هابه قتل رسید.

سروده ازگارسیا- برگردان احمد شاملو

دریا خندید
در دور دست،
دندان‌هایش کف و
لب‌هایش آسمان.
ــ تو چه می‌فروشی
دختر غمگین سینه عریان؟
ــ من آب دریاها را
می‌فروشم، آقا.
ــ پسر سیاه، قاتی ِ خونت
چی داری؟
ــ آب دریاها را
دارم، آقا.
ــ این اشک‌های شور
از کجا می‌آید، مادر؟
ــ آب دریاها را من
گریه می‌کنم، آقا.
ــ دل من و این تلخی بی‌نهایت
سرچشمه‌اش کجاست؟
ــ آب دریاها
سخت تلخ است، آقا.
دریا خندید
در دوردست،
دندان‌هایش کف و
لب‌هایش آسمان
 

   

واصف باختری     

خشم دریا و دریایی از خشم

  (1)

 

شبانگاهان!

 که توفان چون پلنگی در میان بیشه های آب می غرید

ز بام قیرگون موج ها فریاد بر می خاست

چه فریادی، که پژواکش ز آنسوی افق ها بال در بال غریو باد بر می خاست

 

 

صدای ناخدای پیر

همان سالار دریا چشم دریا خشم دریاگیر:

الا ای همگنان من

ایا زنجیریان بی گناه پادشاه ترک

الا ای خشم تان چونان حریق جنگل زنهارخواهان سپاه ترک

گریبان شکیبایی دریدن، ننگ و رسوایی ست

به سوی ساحل زرین میهن بادبان ها را بر افرازید

خدای باد پشتیبان پاروهای خون آگین تان بادا

شتاب آذرخش ارزانی نیروی بازوهای پولادین تان بادا

مبادا رهزن اندیشه های پاک تان

- ای دست تان، ای روح تان رویین -

شبستان ها و ایوان های مرمرپوش

حریر سبز خواب و گرمی آغوش

حریم شادخواران بلند آبشخور و غوغای نوشانوش

اگر امشب روان سست پیمانان و نامردان

پریشان تر ز خواب جنگل انبوه در باد است

ولی در این شب غمناک و بی زنهار

روان ما بود از آتشین سیالۀ امیدها سرشار

 

 

 فراسو تر ز توفان ها و تندرها

ز بام قیرگون موج ها فریاد بر می خاست:

سلام ای میهن من، ای برافرازنده قامت، ای شکوه پاک

سلام ای آسمان، ای خاک

سلام ای مادر گیسو سپید، ای کوه

سلام ای برترین نستوه

سلام ای روشنان آسمان، ای روزنان نور

سلام ای ماه

سلام ای روشنای سرخ

سلام ای نخل های بیشۀ عریان پاییزی

سلام ای چترهای سرخ

 

 

 سراپا سوگوار از مرگ صد تن ترک جنگاور

- یکی هم زان میان فرزند شاه ترک

(2)شبانگه بود و توفان چون پلنگی در میان بیشه های آب می غرید(3)شبانگاه دگر دریانوردان سپاه ترک -

چهل نعش به خون آغشته را در ساحل یونان

به گور نیلگون آب های سرد افگندند

و باران، خشمگین از آسمان تیرۀ پاییز می بارید

صدای ناخدای پیر گویی با زلال لحظه های پاک جاری بود

و از ژرفای دریا گوییا فریاد بر می خاست

چه فریادی که پژواکش ز آنسوی افق ها بال در بال غریو باد بر می خاست:

سلام ای میهن من، ای بر افرازنده قامت، ای شکوه پاک

سلام ای شاخۀ بارآور پیوندهای دور

سلام ای خوب ای خوبی، سلام ای زادگاه نور

سلام ای آسمان، ای خاک

 ارنستو چه گوارا انقلابی ترین چهرۀ جهان

چهره انقلابی قرن بیستم در جنگل های «بولیوی» توسط نظامیان به قتل رسید
* میلیونها جوان در جهان شیفته «چه گوارا» بودند                               
* نطق شدید چه گوارا در الجزایر علیه سیاست شوروی بازتاب فراوانی پیدا کرد٠

مردی که میلیونها جوان شیفته او بودند و پوسترهای بزرگی از عکسهای او در اتاق اکثر جوانان در گوشه و کنار جهان از اعماق دهکده ها تا شهرهای بزرگ به دیوارها نصب شده بود در یک نبرد مسلحانه با سربازان ارتش بولیوی (آمریکای جنوبی) کشته شد.                                                                                  
خبری که میلیونها جوان را غمگین کرد در یازدهم اکتبر
۱۹۶۷ در دنیا پخش شد ولی آگاهان معتقدند که او چند روز قبل به قتل رسید.                                                                                                                    
این انقلابی دهه شصت که همکار نزدیک فیدل کاسترو بود «چه گوارا» نام داشت و برخلاف ادعای آمریکا و بعضی کشورهای غربی نبردهای انقلابی او در کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا در راه استقرار نظام کمونیستی نبود. (در سال
۱۹۶۵ در الجزایر نظام شوروی را به سختی مورد انتقاد قرار داد) این پزشک آرژنتینی که ازخانواده نسبتامرفهی بودباظلم ونظامهای دیکتاتوری وبی عدالتی در جهان واستقرارعدالت  پیکار میکرد٠«چه گوارا» می دید چگونه نونهالان روستاهای آمریکای لاتین و آفریقا اسیر شلاقهای مالکان هستند.در مزارع به دنیا می آیند و درمزارع می میرند و فریادرسی  ندارد                               

 

«چه گوارا» کتب زیادی در تحلیل تفکر اقتصادی و فلسفه مارکسیسم نوشته است ولی آثار او سی سال پیش از فروپاشی قلعه کرملین بود.                                                                                              
۲۲ سال بعد نسل پس از جنگ دوم جهانی که با جانبازی مردم شوروی درمبارزه با فاشیسم آشنا شده بودند می پنداشتند که عدالت را باید در نظام کمونیستی جست وجو کرد ناگهان در نوامبر ۱۹۸۹ حفره ای در دیوار برلین باز شد و دیدند در آنسوی دیوار چه می گذرد. دریافتند که چه غلط می پنداشتند. در آن زمان بیست و دو سال از قتل «چه گوارا» می گذشت.                                                                          
چه گوارا طی یک نبرد پارتیزانی با ارتش بولیوی (آمریکای جنوبی) در جنگلها نزدیک شهر«هیگراس» (
Higueras) به قتل رسید.                                                                                             
«ارنست چه گوارا» وزیر سابق دولت فیدل کاسترو از دشمنان سرسخت سیاست امپریالیستی آمریکا بود و به گفته بسیاری آگاهان ارتش بولیوی با راهنماییهای سازمان «سیا» او را به قتل رساند.
جسد چه گوارا را سوزاندند و خاکستر او را درنقطه ای که کسی از آن آگاه نبود زیر خاک پنهان کردند.
پزشک این چهره انقلابی جهان در سال
۱۹۵۳ دیپلم پزشکی خود را در زادگاهش آرژانتین به دست آورد.
«چه» به علت مخالفت با نظامی که «پرون» در آرژانتین مستقر کرده بود به «گواتمالا» تبعید شد و از «ژاکوب آربنز» (
ARBENZ) رئیس جمهوری آن کشور که مایل بود مستقل از آمریکا حکومت کند حمایت کرد.                                                                                                                 
پس از کودتایی که توسط «سیا» درگواتمالا صورت گرفت «چه» به مکزیک رفت. در آنجا با فیدل کاسترو دوست شد. این دو انقلابی تصمیم گرفتند یک گروه چریکی تشکیل بدهند و حکومت «باتیستا» دیکتاتور کوبا را که سی سال دست نشانده آمریکا بود سرنگون کنند. آنها همراه گروهی از آزادیخواهان با قایقهای فرسوده، خود را به منطقه «لاپرامیشرا» رساندند. پس از مبارزه طولانی با ارتش دیکتاتور کوبا در سال
۱۹۵۹ انقلاب کوبا را به پیروزی رساندند.                                                                                              
درکوبای انقلابی مسؤولیتهای مهمی به چه گوارا سپرده شد و بعد وزیر صنایع گردید.                       
در آفریقا و آسیابه توصیه «چه گوارا» همه زمینهای آمریکاییهای ثروتمند به دهقانان بازپس داده شد.
«چه» سپس سفری به آفریقا و آسیا کرد و در سال
۱۹۶۵ نطق مشهور خود را در الجزایر ایراد کرد.
چه گوارا خود را از صحنه رسمی سیاست جهانی کنار کشید و همه زندگی خود را وقف مبارزه با سیاست امپریالیستی آمریکا کرد. او معتقد بود باید «ویتنامی، دو، سه و بسیار بیشتر به وجود آورد» کتابهای چه گوارا در مورد جنگهای پارتیزانی به اکثر زبانهای خارجی ترجمه شده است.                                  
«چه» به بولیوی رفت که با جنگهای چریکی نظام دیکتاتوری آن کشور را سرنگون کند و رهبری یک گروه چریکی را عهده دار گردید.                                                                                                    
سالها بعد افشاشد که افسران بولیوی او را سربریدند تا خشم خود را از این چهره انقلابی فرو ریزند.
بیماری «آسم» چه گوارا از کودکی دچار بیماری آسم شد و خانواده او اجباراً چندین بار به نقاط دیگر آرژانتین که خشک بود نقل مکان کردند. بیماری آسم نتوانست سد راه این جوان انقلابی شود حتی در جنگلهای انبوه زمانی که نوجوانی را سپری می کرد مادرش امیدی به زنده ماندن او نداشت ولی «چه» می خواست زنده بماند و با جهل بجنگد او حتی در تیم راگبی مدرسه اش درخشید. هنگامی که وارد دانشکده پزشکی شد به دوستانش می گفت:" برای خدمت به بشریت این حرفه را انتخاب کردم"                                »      
«چه» به کشورهای مختلف آمریکای لاتین سفر کرد و در خاطراتش نوشت: «به هرکجا می روی فقر مردم شلاقی است بر وجدانت که بیدار شو»حمله به شوروی چه گوارا در نوامبر
۱۹۶۴ از مسکو دیدن کرد و در سال ۱۹۶۵ نطق شدیدی علیه نظام  شوروی در الجزایر ایراد کرد که بازتاب وسیعی در جهان پیدا کرد.او نظام شوروی را غیرعادلانه و دیکتاتوری خواند که برای یک طبقه خاص که برگزیدگان حزب کمونیست هستند به کار گرفته شده است. این نخستین بار بود که چه گوارا آشکار ا نظام شوروی را مورد حمله سخت قرار می داد. چه گوارا که در کنفرانس آفریقا و آسیا در الجزایر سخن می گفت افزود: کشورهای سوسیالیستی در بسیاری موارد شریک جرمهای امپریالیست استثمارکننده هستند٠            

چه گوارا گفت: کشورهای سوسیالیستی باید به استثمار سایر کشورها پایان دهند. باید به ملل ستمدیده کمک کنند تا خود را از یوغ استعمار نجات دهند. سلاحها باید مجانی در اختیار ستمدیدگان قرار گیرد.
نطق چه گوارا در حضور نمایندگان شوروی و چین ایراد شد.                                                  
هنگامی که «چه» به کوبا بازگشت فیدل کاسترو که اجباراً همکاری نزدیکی با شوروی داشت روش او را مورد انتقاد قرار داد (از روزنامه لیبراسیون پنجم اکتبر
۱۹۹۷)                                                  
 «رژی دبره» همرزم چه گوارا      ٠ رژی دبره (
REGES-DEBRAY) یکی از برجسته ترین متفکران و روشنفکران فرانسه است که شهرت او از کوههای آلپ و پیرنه و دریاها و دشت ها عبور کرده و افکارش بازتاب گسترده ای در جهان پیدا کرده است.«رژی دبره» یک انقلاب فکری در بین روشنفکران به وجود آورده است.                                                                                                          
به هنگام جنگ «کوزوو» به آن دیار سفر کرد و گزارشهای همه روزنامه نگاران غربی را درباره کشتار در آن سرزمین تکذیب کرد. او اعلام کرد که روزنامه و رادیو ـ تلویزیون های جهان در جنگ «کوزوو» از یک منبع تغذیه می کردند و آن رسانه های آمریکا بود که سیاست خارجی آن کشور را دنبال می کردند.
رژی دبره در گزارش مفصلی نوشت: ادعای رسانه های جهان که در زمان جنگ «کوزوو» از کشف گورهای دسته جمعی یک هزار تا دو هزار نفر خبر می دادند دروغ محض بود.                               
در این گورها ده تا بیست نفر بیشتر نبودند و بعضی مردگان سالها قبل از دنیا رفته بودند.               
«رژی دبره» نوشت «ئوچه کا» که چریکهای آلبانی بودند سالها قبل توسط «سیا» به وجود آمدند که آمریکا را بر بالکان مسلط کنند.«رژی دبره» اخیراً کتابی نوشت در مورد امپراتوریهای رسانه ای و یک جمله نوشت: شبکه تلویزیونی
C.N.N حاکم اصلی جهان است. این شبکه افکار عمومی جهان را می سازد و بر فرهنگ و اقتصاد و جوامع بشری حکومت می کند که البته چراغ سبز آن «سیا» است.
رژی دبره هنگامی که از نبردهای پارتیزانی چه گوارا در بولیوی آگاه شد به او پیوست و در کنار او در جنگهای بولیوی علیه نظام دیکتاتوری بولیوی پیکارکرد.به هنگام قتل چه گوارا نظامیان او را گرفته و به سی سال زندان محکوم کردند.دولت فرانسه زیر فشار جامعه روشنفکران فرانسه از دولت بولیوی آزادی او را خواستار شد. چند سال بعد «رژی دبره» آزاد و چند سالی مشاور «فرانسوا میتران» نخست وزیر سوسیالیست فرانسه شد.روابط رژه دبره و چه گوارا بسیار صمیمی بود و قتل او اثری عمیق در روحیه او به جای گذاشت.                                                             
                                       

 

 

 

                نگرانی دیدبان حقوق بشر از بازگشت پلیس مذهبی به افغانستان                 

این گروه مدافع حقوق بشر که مقر آن در نیویورک است، گفته است که با احیای اداره امر به معروف و نهی از منکر، زنان و دختران افغان بار دیگر در معرض خطر قرار خواهند گرفت حامد کرزی رییس جمهور افغانستان، هفته گذشته پیشنهاد روحانیون بنیادگرای این کشور برای احیای پلیس مذهبی امر به معروف و نهی از منکر در زمان طالبان، برداشت رهبران این گروه از شریعت اسلامی را به مردم تحمیل می کرد. نوع پوشش مردم، اندازه موی سر و ریش و حتی رفتار اجتماعی مردم، توسط این پلیس به شدت کنترل می شد. محمد شریف رباطی رییس نشرات وزارت حج و اوقاف گفته است پلیس مذهبی که تحت اداره جدید افغانستان تشکیل خواهد شد، "شاید در اصول، با اداره امر به معروف و نهی از منکر دوره طالبان فرقی نداشته باشد".شورای علمای افغانستان که پیشنهاد دهنده تشکیل نهاد اجرایی امر به معروف و نهی از منکر است، تاکنون بیشتر برخورد با آزادی رسانه ها در پخش رقص و آواز زنان، کنترل پوشش زنان و دختران و ممنوعیت مصرف مشروباتالکلی تاکید داشته است.اداره امر به معروف و نهی از منکر در سالهای آغاز دهه نود میلادی و در زمان حکومت مجاهدین در افغانستان تاسیس شد.این اداره، در زمان طالبان به وزارت ارتقا یافت.کار این وزارت، برخورد با مظاهر خلاف شریعت اسلامی بود که بر اساس تعبیر خاص طالبان از این شریعت، بر مردم افغانستان تحمیل می شد.تفسیر سختگیرانه طالبان از شریعت اسلامی و عملکرد پلیس مذهبی آنان، باعث فاصله گرفتن مردم از این گروه شد.با فروپاشی حکومت طالبان، وزارت امر به معروف و نهی از منکر منحل شد و به جای آن، ریاست ارشاداسلامی در وزارت حج و اوقاف تشکیل شد که هیچگاهی شدت عمل وزارت امر به معروف و نهی از منکرطالبان را در پیش نگرفت. وزارت حج و اوقاف و ادرات مربوط به آن در سراسر افغانستان، مشخصاً به امور مساجد و حجاج رسیدگی می کنند.پیشنهاد نهادی برای در پیش گرفتن وظایف امر به معروف و نهی از منکر، در سالهای اخیر بارها توسط روحانیون محافظه کار افغانستان مطرح شده است، اما این نخستین بار است که حامد کرزی رییس جمهور کشور، مذهبی 'امر به معروف و نهی از منکر' را پذیرفته و فضل الهادی شینواری سرپرست دادگاه عالی کشور را به همراه دو مقام دیگر، مامور تشکیل این نهاد کرده است.دیده بان حقوق بشر می گوید زنان و دختران افغان با نا امنی فزاینده روبرو هستند و بسیار مهم است که دولت بجای محدود کردن بیشتر دسترسی آنان به خدمات همگانی، زمینه بهتری را برای آنان فراهم کند.عملکرد سرکوبگرانه گذشته'این گروه از جامعه بین المللی خواست تعهد دراز مدت خود برای امنیت و بازسازی افغانستان را روشن کند و از بازگشت این کشور به "عملکرد سرکوبگرانه گذشته" جلوگیری کند. به گفته مقامات در وزارت حج و اوقاف افغانستان، فضل الهادی شینواری سرپرست دادگاه عالی، نعمت الله شهرانی وزیر حج و اوقاف و محمد قاسم دوستی نامزد عضویت در شورای عالی قضایی کشور، ماموریت یافته اند تا نهاد اجرایی امر به معروف و نهی از منکر را تشکیل دهندنام نهاد "امر به معرف و نهی از منکر" در ذهن بسیاری از مردم افغانستان، سالهای حاکمیت سختگیرانه طالبان و تفسیر تند آنها از شریعت اسلامی را زنده می کند.پلیس مذهبی امر به معروف و نهی از منکر در زمان طالبان، برداشت رهبران این گروه از شریعت اسلامی را به مردم تحمیل می کرد. نوع پوشش مردم، اندازه موی سر و ریش و حتی رفتار اجتماعی مردم، توسط این پلیس به شدت کنترل می شد٠محمد شریف رباطی رییس نشرات وزارت حج و اوقاف گفته است پلیس مذهبی که تحت اداره جدید افغانستان تشکیل خواهد شد، "شاید در اصول، با اداره امر به معروف و نهی از منکر دوره طالبان فرقی نداشته باشد".شورای علمای افغانستان که پیشنهاد دهنده تشکیل نهاد اجرایی امر به معروف و نهی از منکر است، تاکنون بیشتر بر برخورد با آزادی رسانه ها در پخش رقص و آواز زنان، کنترل پوشش زنان و دختران و ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی تاکید داشته است. اداره امر به معروف و نهی از منکر در سالهای آغاز دهه نود میلادی و در زمان حکومت مجاهدین در افغانستان تاسیس شد.این اداره، در زمان طالبان به وزارت ارتقا یابد کار این وزارت، برخورد با مظاهر خلاف شریعت اسلامی بود که بر اساس تعبیر خاص طالبان از این شریعت، بر مردم افغانستان تحمیل می شد.  تفسیر سختگیرانه طالبان از شریعت اسلامی و عملکرد پلیس مذهبی آنان، باعث فاصله گرفتن مردم از این گروه شدبا فروپاشی حکومت طالبان، وزارت امر به معروف و نهی از منکر منحل شد و به جای آن، ریاست ارشاد اسلامی در وزارت حج و اوقاف تشکیل شد که هیچگاهی شدت عمل وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان را در پیش نگرفت.وزارت حج و اوقاف و ادرات مربوط به آن در سراسر افغانستان، مشخصاً به امور مساجد و حجاج رسیدگی می کنندپیشنهاد نهادی برای در پیش گرفتن وظایف امر به معروف و نهی از منکر، در سالهای اخیر بارها توسط روحانیون محافظه کار افغانستان مطرح شده است، اما این نخستین بار است که حامد کرزی رییس جمهور کشور، تصمیم جدی به تشکیل چنین نهادی گرفته است.            

  

 

 

 

     

 

                طی یک ونیم ماه درهرات ۲۰ زن دراثرخودسوزی جان دادند

  پژواک : طی یک ونیم ماه گذشته ٢۴واقعه خودسوزی زنان و دختران درولایت هرات رُخ داده که  ٢٠ تن شان جان داده اند. داکترهمایون عزیزى، مسوول بخش سوختگی شفاخانه حوزوی هرات به تاریخ ٢۶ سرطان ، به آژانس خبرى پژوک گفت که این واقعات شامل خود سوزى هاى قصدى و سوختگى هاى طبیعى بوده که صرف چهار تن آنها زنده مانده اند.

عزیزى علاوه کرد که  تنها  در یک هفته اخیر پنج واقعه خودسوزى وسوختگى زنان و دختران رُخ داده است که چهار تن شان هلاک و زن پنجمى  که نود درصد وجود و سر رویش سوخته ، به حالت وخیم در شفاخانه حوزوى بسر میبرد. دوکتور توریالی سبحانی، نوکریوال بخش عاجل  شفاخانۀ حوزوى هرات از زن پنجمى  بنام ضیا گل  ٢۵ساله که ذریعه انفجار بالون گاز سوخته وبه شفاخانه حوزوی هرات منتقل گردیده ، یاد کرد و افزود که این زن در حدود نود فیصد  سوخته و حالتش وخیم است. وی اضافه نمود که این زن ازولسوالی رباط سنگی ولایت هرات بوده ولى هنوزعلت وانگیزه اصلى این واقعه  معلوم نمیباشد

  همایون عزیزى، ولایت هرات را در سال روان داراى بلند ترین ارقام خودسوزی زنان   نسبت به سایر ولایات خوانده و گفت که  حد اوسط واقعات خودسوزی و سوختگى در هرات در هر ماه به ١٨ الی ٢٠ تن میرسد که جمعاً طى سال جارى بیش از ٧٠ واقعه  به وقوع پیوسته که اکثریت شان تلف شده اند.

محمد ابراهیم محمدى، مسوول بخش نرسنگ سوختگى شفاخانه حوزوى هرات  از گلالى زن ٣٣ ساله  که هفته گذشته به اثر خشونتهاى فامیلى دست به خودسوزى زد و٨۵ فیصد سوخته و بعد از انتقال به شفاخانه جان داد، به حیث یکى از نمونه هاى  این خودسوزى ها یاد نمود.

مسوولین امور زنان  ولایت هرات علت خودسوزی زنان را خشونت علیه آنان دانسته و میگویند که علاوه بر خودسوزى اخیرا طریقه هاى  دیگری هم  دیده شده استسیما شیرمحمدی، رییس امور زنان هرات، گفت : (( تنها مشکلات زنان از طریق خودسوزی  انعکاس نمى یابد، بلکه راه های تازه ای بوجود آمده که طی سال روان چند تن از زنان به طور مرموز  توسط چاقو و یا انداختن به چاه آب  تلف شده اند.))محمدى افزود که این واقعات ظاهراً خودکشی بوده اما معلوم میشود که خودکشی نه بلکه به قتل رسیده اند.او میگوید که همچنان آماردرخواست طلاق از سوی زنان از شروع سال جاری نسبت به گذشته افزایش قابل ملاحظه ای یافته که خشونت و اختلافات خانوادگی علیه آنان را نشان میدهد. این درحالیست که به گفته مسوول بخش سوختگی شفاخانه حوزوی هرات درسال گذشته ١٩٨ واقعه خودسوزی زنان به این مرکزصحى منتقل شده که اکثریت شان تلف گردیدند. 

مسؤولین حقوق بشرخودکشى ها را محکوم میکنند و میگویند که خود کشى ها عوامل مختلف دارند که عمده ترین آن، ازدواجهاى اجبارى و  فشارهاى شوهر و خانواده شوهر بر زنان میباشد.

ثریا دقیقی، مسؤول بخش زنان کمیسیون مستقل حقوق بشر هرات ، میگوید که اکثریت  زنان و دخترانى که اقدام به خود کشی میکنند درهمان ساعات اولیه درصورتیکه توانایی صحبت کردن را داشته باشند از گفتن اینکه به دلیل مشکلات به اینکار اقدام نموده خودداری میکنند ودلیل این کار را اقدام غیر عمدی بیان مینمایند

                                               

                شکیبا قربانی دیگر ستم نامرد سالاری

 

28:06:2006

موارد بی شماراعمال خشونت علیه زنان، پیوسته درجامعه ما تکرار می شود. اما قتل زنان به اتهام های گوناگون ازجانب خانواده ها، موضوعی است که باید روی آن غور صورت گیرد.

زنی به اتهام داشتن رابطه جنسی که شوهرآن ادعا کرده است، ازطرف برادرش درکابل به قتل رسیده که این واقعه نگرانی زیادی را برای زنان به بارآورده است. برادردیگر زن مقتول گفته است که این اتهام ازناسازگاری روابط بین شوهران دو خواهر به میان کشیده شده است. با وصف آنکه نهادهای گوناگونی به دفاع ازحقوق زنان ورفع خشونت علیه آنان فعالیت می کنند، اما باآنهم مواردی ازنقض حقوق بشر به صورت آشکارآن دیده می شود مسلما وقوع چنین اتفاقات ناپسندی نگرانی های زیادی را برای مردم ومخصوصا زنان، به بار آورده است و آقای کرزی با تیم افغان ملتی خود مصروف پشتونیزه کردن اوغانستان است.

قتل خانمی بدست برادرش که گفته می شود یک ماه قبل درشهر کابل روی داده است، بیانگرآن است که هنوزهم تلاشهای فراوان دولت ونهادهای دفاع ازحقوق زنان کمترین تاثیری به مصوونیت این قشرازآسیب های اجتماعی نگذاشته است واین نشان می دهد که هنوزهم برداشت های سنتی ونظام های مردسالارانه درخانواده ها تغییرنخورده وزنان ازاین رهگذرسخت در مضیقه قراردارند. ماجرای خانمی که ازجانب شوهرش متهم به داشتن رابطه جنسی با شوهرخواهرش شده که درنتیجه همین اتهام هم برادرش به خشم آمده وخواهرخودرا به قتل رسانده است، ازطرف فامیل مقتول رد گردیده است. به گفته اعضای خانواده مقتول، قضیه طوری که ادعامی شود واقعیت نداشته بلکه اتهامی بوده که ازناسازگاری باجه ها بین هم بروزکرده است. دوتن از اعضای این خانواده می گویند:" هشت ماه پیش ازاین واقعه ما خواهرخودراعروسی کردیم وبرای ایشان{شوهر} دادیم، اما بعد از هشت ماه خواهرمارا آوردند وبه ماتسلیم کردند که خواهرشما دختر نیست. این یک توطئه است وازناسازگاری بین دوباجه این طرح ریخته شده است."

خانم مقتول قبل از ازدواج با شوهرش که گفته می شود ازدوپای لنگ ویک چشم نابینا است، درلیسه ملالی به حیث سرمعلم مشغول خدمت بوده که بعد ازازدواج، خانواده شوهراورا از ادامه تدریس منع کرده اند.

مدیره مکتب وتنی چند ازهمکاران مقتول که درمکتب چند سالی باهم بودند درمورد شخصیت این خانم این گونه ابرازنظرمی کنند:" شکیبا جان اهل معارف بود وقبل از ازدواج خود بحیث سرمعلم ایفای وظیفه می نمود درطی چند سالیکه باهم بودیم سرمعلم صاحب بسیار دختر خوب بود وهیچگونه عمل نادرستی از او سرنزده بود."

سوال اینجاست که چرا خانمی با درجه لیسانس حاضر شده با فردی که گفته می شود ازدوپای لنگ ویک چشم نابینا است وسواد خواندن ونوشتن ندارد، ازدواج کند؟ مسلما امکان آن وجود خواهد داشت که طبیعت وخواسته های این دوباهم ازهرحیث متفاوت باشد ومشکلات درزندگی آنان ازنظرسلیقه ها وطرزفکرشان به وجود آید. اما یکی ازاعضای فامیل مقتول سوال فوق را این گونه پاسخ داده است:" اینها قرآن را به خانه ما آوردند وتقاضا کردند که به لحاظ آن خواهرخود را به آنها بدهیم وما هم به لحاظ قرآن خواهرخودرا به یک آدم شل وکوردادیم تا خدا ازما راضی باشد."

چنانکه گفته می شود درجامعه مامواردی ازاین قبیل واقعات زیاد به چشم می خورد، بسیاری ازدختران هستند که خانواده های شان آنهارا به زور به فردی بخشیده اند، یا موارد زیادی هم دیده شده که مردان با استفاده اززور ومیله تفنگ فامیل هارا مجبورکرده اند که دخترشان را به نکاح آنها درآورند. چنانچه همین مورد دربرابرخواهردیگر، زن مقتول دردوره طالبان انجام شده است:" ملاباران طالب کلان بود ودرزمان صلاحیت خود خواهر مارا به زورتفنگ به برادر خود گرفت."

به باور آگاهان، عدم توجه به وضعیت زنان، افزایش واقعات خود سوزی وحتی درمواردی قتل ها با عث نگرانی های زنان شده وآنان را نسبت به حمایت هایی که برایشان وعده داده شده بی اعتماد ساخته است. گفته می شود حق زن همواره وازگذشته های دورپایمال بوده وزن را به عنوان انسان درجه دوم شمرده اند، اما درشرایطی که درجامعه ما حرف از دموکراسی اسلامی، حقوق بشر ونهادهای محوخشونت علیه زنان زده می شود، به حقوق حقه زنان کمتر توجه صورت می گیرد که ادامه این قضایا روند فعالیت نهادهای دفاع از حقوق زنان را زیر سوال خواهد برد.

                           

 

 

 

                                          

              هر نیم ساعت یک زن افغانستانی قربانى خشونت‌هاى خانوادگى  می‌شود

پس از چهار و نیم سال از حکومت حامد کرزى رییس جمهورى منتخب افغانستان زنان مانند گذشته، غایب بزرگ زندگى اجتماعى و سیاسى این‌جامعه هستند و هم- اکنون تعداد کمى از آنان در اداره‌هاى دولتى ، نهادهاى غیر دولتى و سایر ساختار اجتماعى حضور دارند.
حضور زنان در نهادهایى مانند ارتش ملى و پلیس ملى به علت جامعه سنتى و "تاریخ مذکر" افغانستان هرگز به اندازه نیاز نبوده است و علاوه بر آن خشونت‌هاى خانوادگى نیز در این کشور بیداد می‌کند.
آنان از نظر بهداشتی‌در شرایط دشوار قرار دارند، مرگ و میر زنان بیشترین رقم را در سراسر جهان به خود اختصاص داده است.
"ثریا سبراین" از کارشناسان و مدافعان حقوق زنان افغانستان پیشتر گفته بود که هر نیم ساعت یک زن قربانى خشونت‌هاى خانوادگى در این کشور می‌شود.
وى در همایشى که از سوى موسسه "جى.تى.زد" (‪ (G.T.Z‬آلمان در کابل برگزار شده بود، افزود:متاسفانه در افغانستان فرهنگ خشونت حاکم است و این زاییده جنگ‌هاى چندین ساله در این کشور است.
خانم سبراین، از خشونت به عنوان اساسی‌ترین تخطى از حقوق بشر یاد نمود و اضافه کرد: امروز صدمات و خسارات ناشى از خشونت به ویژه در خانواده در افغانستان جبران ناپذیر است.
خشونتها خانوادگى در این کشور بیش از حد افزایش یافته است.
وى از آشکارترین مورد آن کشته شدن "نادى انجمن" شاعر جوان و نامدار شهر هرات نام برد که قربانى خشونت‌هاى خانوادگى شد.

کمیسیون حقوق بشر افغانستان با انتشار اطلاعیه‌اى چندى قبل اعلام کرد که طى ‪ ۹‬ماه گذشته یکهزار و ‪ ۳۳۷‬مورد نقض حقوق زنان در این کشور ثبت شد.
در اطلاعیه این کمیسیون آمده است: این موارد شامل خشونت فیزیکی، فرهنگى و خشونت ساختارى در افغانستان می‌باشد.
در این اطلاعیه از تنبیه بدنی، راندن از منزل، توهین و تحقیر، طلاق و گرفتن فرزندان از جمله موارد نقض حقوق بشر علیه زنان افغان نام برده است.
کمیسیون حقوق بشر افغانستان از دولت کرزى خواسته است تا با توجه به کنوانسیون رفع خشونت علیه زنان ، به حقوق اجتماعى و سیاسى زنان افغان رسیدگى کند.
"‪ ۱۰۱‬مورد خودسوزى ، ‪ ۳۸‬فقره قتل ، ‪ ۱۹۹‬مورد تنبیه بدنى ، ‪ ۲۶۶‬مورد سقط جنین اجبارى ، ‪ ۷۹‬مورد ازدواج اجباری، ‪ ۷۱‬مورد عدم پرداخت نفقه، ‪ ۱۵‬مورد خودکشی، ‪ ۱۱‬مورد جلوگیرى از فعالیت اجتماعی، ‪ ۲۱‬مورد تجاوز جنسى و ‪۴۶۲‬ مورد اعتیاد اجبارى از دیگر موارد نقض حقوق زنان افغانستان است".
رییس کمیسیون حقوق بشر افغانستان نیز گفته است، تحقیقات و بررسی‌هاى یک ساله این کمیسیون نشان می‌دهد که موارد زیادى از نقض حقوق بشر قبل از زمان طالبان هم اتفاق افتاده است.
وى افزود: همچنین وضعیت زنان، نقض آزادى بیان، شکنجه، عدم پیشرفت قابل توجه برنامه خلع سلاح عمومی، وجود فساد درقوه قضاییه و دستگاه اجرایی، ضعف نهادهاى قضایی، سطح گسترده فقر اجتماعی، اقتصادى و فرهنگى از دیگر موارد عمده نقض حقوق بشر در افغانستان است .
جامعه جهانى به منظور بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعى و آموزش و پرورش زنان افغانستان، هزینه قابل ملاحظه‌اى را اختصاص داد و دهها نهاد ملى براى دفاع از حقوق زن و بهبود وضعیت آنان در این کشور آغاز بکار کرد که تاکنون کارایى لازم را نداشته‌اند.
امقام یونیفم از موارد مختلف خشونت با زنان مانند ازدواج‌هاى اجبارى و زود هنگام و جلوگیرى از فعالیتهاى اجتماعى آنان نام می‌برد.
"مسعوده جلال" سرپرست وزارت امور زنان افغانستان نیز اعلام کرده‌است که زنان افغان که آسیب دیدگان اصلى بحران و جنگ در سالهاى اخیر هستند، وضعیت بهترى نسبت به گذشته ندارند.
به گفته او "در کابل هم‌اکنون خانمى ‪ ۳۳‬تا ‪ ۳۵‬ساله با لباس ژولیده، سر و پاى برهنه، چهره‌اى به خاکستر آکنده که همه او را دیوانه می‌دانند و از خود می‌رانند، از هر رهگذرى درباره فرزندش، شوهرش و اعضاى خانواده‌اش می‌پرسد و التماس می‌کند که رهگذران، از دست رفتگانش را به او نشان دهند".
خانم جلال افزود: اینگونه قربانی‌ها کم نیستند، در هر شهر و روستاى کشور ما زنانى هستند که با وصف خاموش شدن غوغاى جنگ، هنوز هم در شعله‌هاى باقى مانده آن می‌سوزند و خاکستر می‌شوند.
تاکنون در مورد علت اینکه تلاشهاى جامعه جهانى و دولت افغانستان براى بهبود وضعیت زندگى زنان تاثیر چندانى نداشته، دلایل روشنى ارایه نشده است.
"سجیه بهگام" هماهنگ‌کننده برنامه‌هاى یک نهاد آلمانى موسوم به "میدیکا موندیال" براى زنان، می‌گوید: موارد مهمى از قطعنامه شوراى امنیت سازمان ملل متحد در مورد زنان صلح و امنیت در افغانستان اجرا نشده است.
قطعنامه شوراى امنیت سازمان ملل متحد در مورد "زن، صلح و امنیت"، پنج سال پیش به منظور بهبود زندگى زنان به ویژه در کشورهاى در حال گذار از جنگ به صلح به تصویب رسید.
در این قطعنامه، شوراى امنیت سازمان ملل متحد بر شرکت زنان در سطوح تصمیم‌گیری‌ها تاکید کرد و نقش آنان را به عنوان گروه‌هاى میانجى در حل منازعات با اهمیت خوانده است.
رفع هر نوع تبعیض در برابر زنان و شرکت آنان در گسترش حقوق بشر، از موارد مهم این قعطنامه است که افغانستان نیز از امضاکنندگان این قطعنامه مى باشد

چرا زنان خودرا آتش میزنند ؟ اینجا کلیک کنید

http://www.ariayemusic.com/etlaat/mat3.html

 

 حماسهء زن           

  
نویسنده : ثریا بهاء ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٥
تگ ها :